تبلیغات
.:مبایلک:.
طبقه بندی موضوعات
پیوندهای وبلاگ
آمار كلی وبلاگ
نویسندگان مدیر

آمار وبلاگ بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید های این ماه :
بازدید های ماه قبل :
کل بازدید ها :
تعداد کل مطالب :

اطلاعات بیشتر

PageRank
امكانات
موضوع مطلب : جک و اس ام اس  ،
ارسال شده توسط:مدیر در یکشنبه 24 شهریور 1387 | نظرات()
 

جدیدترین اس ام اس عاشقانه

رها کن مرا
تو ای یار تنها صداکن مرا ز اندوه شب ها رها کن مرا صداکن صداکن که تا بوده ام دمی با خیالت نیاسوده ام

تپه های شنی
تپه های شنی با وزش باد جابجا می شوند.اما صحرا همیشه صحرا می ماند.اینست افسانه عشق

باید قلبشو بشکنی
عشق امانت با ارزشی است که هر کسی تو قلبش میگذارد برای همینه که هر وقت بخوای عشقت را از کسی پس بگیری باید قلبشو بشکنی

.....

 

جدیدترین اس ام اس عاشقانه

رها کن مرا
تو ای یار تنها صداکن مرا ز اندوه شب ها رها کن مرا صداکن صداکن که تا بوده ام دمی با خیالت نیاسوده ام

تپه های شنی
تپه های شنی با وزش باد جابجا می شوند.اما صحرا همیشه صحرا می ماند.اینست افسانه عشق

باید قلبشو بشکنی
عشق امانت با ارزشی است که هر کسی تو قلبش میگذارد برای همینه که هر وقت بخوای عشقت را از کسی پس بگیری باید قلبشو بشکنی

تنها هدیه
دوستت دارم چونكه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ، دوستت دارم چونكه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی! آرزویم این است كه تا آخرین لحظه زندگی ام در كنارتو باشم . عزیزم این قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است از طرف من به تو...

چرخش دنیا
این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند.

 

1- همیشه وقتی جایی کاری داری و میخوای ماشینت رو پارک کنی، همون جلوی ساختمون، یه جای پارک ترتمیز برای تو پیدا میشه! 

2- همیشه وقتی که داری از تاکسی پیاده میشی، اولین اسکناسی که از تو کیف پولت درمیاری، همون اسکناسیه که باید بدی. یعنی اصلاً کیفت رو نگاه نمی‌کنی که احیاناً پولت خورده یا درشت! 

3- اگه کلید یه در رو نداشته باشی، تموم درها یا با سنجاق سر باز می‌شن یا با کارت اعتباری! فقط موقعی که می‌خوای در یه خونه که آتیش گرفته و یه بچه توش گیر کرده رو باز کنی، هیچ‌کدوم از اینا کاربردی ندارن!

4- تموم بمب های آماده‌ی ترکیدن باید حتماً یه ساعت دیجیتالی گنده قرمز روشون باشه که بفهمی چند ثانیه دیگه قراره بری رو هوا!

5- وقتی که ماتیک رو مالیدی به لبهات، دیگه عمراً پاک بشن، حتی اگه مشغول غواصی باشی!

6- برج ایفل حتماً باید از هز پنجره‌ای تو پاریس قابل دیدن باشه وگرنه اونجا پاریس به حساب نمیاد!

7- کارآگاه ها همیشه بعد از برکنار شدن از کارشون، مسائل رو حل می‌کنن.

8-  ماشین‌ها هیچ‌وقت نیازی به بنزین پیدا نمی‌کنن! (احتمالاً کارت سوختشون گم شده!)

9- تو یه جنگ یه نفر به nنفر ، طرفای دعوای شما یکی یکی منتظر می‌شن تا نوبتی ازتون کتک بخورن!

10- تفنگ و اسلحه‌های دیگه وسایل یه بار مصرف هستن. همین که فشنگاتون تموم شد، تفنگ رو میندازین دور!

11- اگه رفته باشی جنگ، امکان نداره هیچ اتفاقی برات بیفته مگر اینکه عکس دختری رو که منتظر برگشتنته به یکی نشون بدی!

12- احتمال اینکه یه نفر بتونه با رگبار بستن به طرف 20 نفر، همه‌شون رو بکشه خیلی بیشتر از اینه که 20 نفر بخوان یه نفر رو بکشن!

13- تمام سازهای دهانی، بدون اینکه انگشتانتون رو به کار ببرین قابل نواختن هستند!

به نظر شما چه چیزای دیگه‌ای رو میشه به این لیست اضافه کرد؟ 

 

سكوت من فردای بلند دوست داشتنتوست
دوست داشتن تو افسانه نیست ، باورش كن

روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو



آسمونتم می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی. زمین مال زمین خوارها ،فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من

باز در كلبه ی عشق عكس تو مرا ابری كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولی اشك چشم مرا جاری كرد
 

همه دنیا رو نامردا گرفتن؟
نه لیلی جان وفا از ما گرفتن !
به مجنون گفت خواهم از تو اینها:
یکی خونه، یکی ماشین، یه ویلا !!!
بگفتا از کجا آرم چنین را ؟
بگفتش من چه دانم، جیب بابا !
دریغ از جیب بابا چون نباشد ...
گناهش گردن مجنون نباشد
از آن پس رفت هی دنبال لیلی
یه لیلی و دو لیلی و سه لیلی ...

 

هنوز در پی جراح زبردستی می گردم

که سر نوشت مرا با تو پیوند بزند !
 

 

آدم دیوانه را بنگی بس است

خانه ی پر شیشه را سنگی بس است

 

 

دیوانه باش تا غمت عاقلان خورند

عاقل مباش که غم دیوانگان خوری

 

 

قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم

مرا فریاد کن!

 

همه در زندگی شطرنج بازیم

نباید بی جهت هرسو بتازیم

اگر تکنیک دلها را بدانیم

همیشه برده و هرگز نبازیم

(تقدیم به بهترینم)
 

 

اگر با گریه دریایی بسازم

اگر با خنده رویایی بسازم

اگر خنده شود در من فراموش

اگر گریه شود با من هم آغوش

تو را هرگز نخواهم كرد فراموش

 

 

دستان پسرک میلرزید...

چشمانش گشاد شده بود،

دهانش باز مانده بود...

توان حرف زدن نداشت...

سکوت همه جا را فرا گرفته بود...

آخر او هم مانده بود که \"قدرت بشر به کجا

رسیده که میمون داره مسج میخونه !!!\"

بسه واسه امروز